Hommage à Massoud

   Hommage à Massoud
استاد سياف
رهبر اتحاد اسلامي افغانستان

"من موسفيد 57 ساله هستم و در کودکي پدرم را از دست داده ام، در حالي که ديگران از مرگ پدر يتيم مي شوند من از مرگ مسعود يتيم شده ام ".
"همه مردمي كه تخصص جنگي دارند به ابتكارات وي قانع و قايل بودند. لكن شهامت وي را ببينيد، دينداري وي را ببينيدكه يك روز هم موفقيت هاي خود را وكار نامه هاي خود را‌ به خود منسوب نساخته بود. اگر برادران به ياد داشته باشند، ‌هميشه كه يك موفقيت به دست مي آمد،‌ يك كار خوب انجام مي شد مي گفت كه لطف پروردگار است، همين را هم به خدا منسوب مي كرد به خود منسوب نمي كرد. من يك روز هم از زبان ايشان نشنيده ام كه گفته باشد ما اينطور كرديم. يك روز هم از زبان ايشان نشنيده ام كه گفته باشد من فلان جا را فتح كردم، هميشه مي گفت كه به لطف پروردگار اين كار اينطور شد، به لطف پروردگار ما توانستيم اين كار را بكنيم. كه اين دلالت بر ايمانداري وي مي كرد، دلالت به شهامت وي مي كرد. گپ ديگري كه بسيار مختصر بايد بگويم اينست كه ممكن مردم در مورد انجنير مسعود، ‌گپهاي مختلف زده باشند، دوست و دشمن صحبت كرده باشد، لكن چيزي كه قابل فهم است در مورد انجنير مسعود – خداوند غرق رحمتش كند- [اين است که] او آدم مؤمن، مجاهد، خدا ترس،‌ پرهيزگار و با تقوا بود و براي قيام يك نظام راشد اسلامي كار مي كرد. اين را كه مردم امروز هر تعبيري كه مي كنند، بكنند. من او را مي شناختم. گفتم كه مرد مجاهد ومؤمن بود و براي قيام يك نظام اسلامي كارمي كرد. خدا شاهد است كه من اين را از دهانش چندين با رشنيده ام، و درعملكردش همين مطلب را مشاهده مي كردم كه او براي قيام يك نظام راشد اسلامي كار مي كرد و امروز هم من اين را چند جاي تكرار كردم و باز هم تكرار مي كنم، اگر خواسته باشيم كه گرامي داشت نام وي را بكنيم، اگر خواسته باشيم قدر و عزت خون وي را كه در اين راه ريخته است،‌ داشته باشيم، بايد در مورد اقامه‌ي نظام راشد اسلامي فروگذاشت نكنيم. روح اين ملت در همين گپ فشرده شده و تاريخ اين ملت در گرو اسلام و در گرو جهاد است ".


# Posté le lundi 03 décembre 2007 16:22

Modifié le mercredi 05 décembre 2007 16:02

massoud -e- aziz rahat edamah darat

massoud -e- aziz  rahat edamah darat
"ما برای آزادی می رزمیم
زیرا زیستن در زیر چتر بردگی پست ترین نوع زنده گی است.
برای حیات مادی همه چیز را میتوان داشت آب نان و مسکن. ولی اگر آزادی ما برباد رفت اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد واگر استقلال ما نابود گشت در آن صورت این زنده گی برما کوچکترین لذت نخواهم داشت"
احمد شاه مسعود
[ Ajouter un commentaire ] [ Aucun commentaire ]

# Posté le lundi 26 novembre 2007 15:38

la photo de la famille,

la photo  de la  famille,
en haut au milieu mon père à droite mon grand frère Abet jan en bas à gauche mon 2e frère jawid jan à côté de lui moi et à ma gauche ? et zahid jan qui a 11 ans.
j'espère que vous avez compris !

# Posté le dimanche 25 novembre 2007 13:29

Modifié le samedi 15 décembre 2007 13:21

Mon père

Mon père
mon père avec mes nièces et mon neveu Zahid jan qui a 11 ans.
quand je suis parti de l'afghanistan il avais 1 ans méme pas ,

# Posté le dimanche 25 novembre 2007 11:16

Dad-Rahman

Dad-Rahman
salut

alors je vous présentes mes deux frères et mon père.
avec moi biensûre

# Posté le dimanche 25 novembre 2007 11:07